اگر سگ و گرگ جفتگیری کنند، گرگاس متولد می شود!

گرگاس

هیبرید سگ گرگ که به گرگاس معروف است یک حیوان ترکیبی و دورگه ای است که از جفت گیری سگ ماده آموزش ندیده و غیراهلی، سگ‌ گله و سگ های روستایی با گرگ حاصل می شود. بر اساس تحقیقات، گرگ ها به نوعی جد همه سگ ها محسوب شده و سگ ها زیر گونه ای از گرگ ها می باشند. پس می توان گفت گرگاس‌ها نوعی سگ می باشند که خون گرگ ها در آنها جریان دارد و ویژگی های هر دوی این حیوانات را از خود نشان می دهد. این گونه ها از لحاظ علمی هیچ گونه ارزش ژنتیکی نداشته و برخلاف گرگ ها به انسان ها حمله می کنند. این امر باعث شده موجی از نگرانی در بین مردم ایجاد شود.

ظاهر شدن این حیوانات ترکیبی را می توان وصله ناجور طبیعت به حساب آورد که علاوه بر آسیب رساندن به انسان ها می توان گفت که گرگ ها را هم قربانی می کنند. بیچاره گرگ ها که انسان ها با دیدن آنها و نگرانی به خاطر حمله شان به این حیوانات آسیب می زنند، در حالی که ثابت شده که گرگ ها به ندرت به انسان ها حمله می کنند. گرگاس‌ها علاوه بر اینکه مثل سگ ها باهوش و باذکاوت بوده، مثل گرگ ها شجاع، بی باک و نترس می باشند. اگر تمایل دارید با این حیوان ترکیبی و دورگه بیشتر آشنا شوید در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

بررسی اجمالی:

گروه: نامعلوم

قد: ۶۳ تا ۸۸ سانتی متر

وزن: ۲۷ تا ۵۴ کیلوگرم

خز و رنگ: سنگ مرمر گریزلی (agouti)، سفید یا سیاه

طول عمر: ۱۳ تا ۱۶ سال

خصوصیات گرگاس ها:

  • سطح محبت: بالا
  • سطح دوستی: کم
  • کودک پسند: کم
  • حیوان خانگی پسند: کم
  • نیازهای ورزشی: بالا
  • بازیگوشی: متوسط
  • سطح انرژی: بالا
  • قابلیت آموزش: بالا
  • هوش: بالا
  • تمایل به پارس کردن: کم
  • تمایل به خون ریختن: متوسط

گرگاس چگونه حیوانی است؟

سگ گرگ، گرگ سگ، گرگی یا گرگاس (به انگلیسی: wolfdog) اصطلاحی است که برای توصیف حیوانی استفاده می شود که بخشی از آن گرگ و بخشی دیگر سگ است. این هیبریدها حاصل جفت گیری سگ‌ آموزش ندیده و غیراهلی (Feral dog)، سگ‌ گله (Shepherd dog) و سگ روستایی (Village dog) با یک نژادی از گرگ خاکستری (Canis lupus)، گرگ شرقی (Canis lycaon)، گرگ قرمز (Canis rufus) یا گرگ اتیوپی (Canis simensis) می باشند. سگ ها و گرگ ها دارای گذشته ای تکاملی هستند و بنابراین بسیاری از صفات جسمی و رفتاری مشترکی دارند. گرگ ها حیوانات وحشی هستند و به دلیل روند تکاملی که داشته اند می توانند در حیات وحش غذا پیدا کنند، خود را ایمن نگه دارند و زادآوری کنند. ژنتیکی که به آنها کمک می کنند در محیطی که در آن زندگی می کنند بدون کمک انسان زنده بمانند.

جفت گیری سگ ها و گرگ
ظهور گرگاس ها

سگ ها طی یک روند اهلی سازی قرن ها پیش از گرگ ها تکامل یافته اند. اهلی سازی فرآیندی است که طی آن یک حیوان وحشی با پرورش دادن انتخابی توسط انسان طی هزاران سال با زندگی با انسان سازگار می شود. به خاطر این روند، رفتار، چرخه زندگی و فیزیولوژی یک سگ برای همیشه متفاوت از رفتار یک گرگ شد. در اصل، فرآیند پرورش انتخابی فشارهای متفاوتی را بر سگ ها وارد کرده و آنها را به گونه ای شکل داده است که برای بقا بیشتر به انسان وابسته شده و آنها را برای شیوه زندگی انسانی انعطاف پذیر می کند. ژن هایی که آنها دارند، در مقاطع مختلف از نوع حیوان وحشی خود تغییر یافته تا به آنها کمک کند تا با زندگی خانگی به خوبی سازگار شوند.

گرگ ها و سگ ها می توانند باهم تولید مثل کنند و فرزندان زنده به دنیا بیاورند. اگرچه گرگاس ها می توانند به طور طبیعی در طبیعت به دنیا بیایند اما این امر نادر می باشد زیرا طبیعتِ سرزمینی گرگ ها آنها را به محافظت از محدوده خانه خود در برابر سگ سانان مزاحم مانند سگ، کایوت و گرگ های دیگر سوق می دهد. گرگ ها که غریزه جنسی شان را تحت کنترل دارند، هم در طبیعت و هم در اسارت رفتاری از خود نشان می دهند که نسبتاً سازگار است. ویژگی های رفتاری آنها دهه ها توسط محققان مورد مطالعه و مشاهده قرار گرفته است و موارد زیادی در مورد پویایی اجتماعی، رفتار شکار و سرزمینی بودن آنها به دست آمده است. به لطف تلاش های محققان، ما قادر به درک واکنش های گرگ در موقعیت های مختلف بر اساس غرایز ذاتی آنها هستیم. با این حال درست مثل هر حیوان وحشی، برخی اوقات رفتار آنها را نمی توان همیشه به قطعیت پیش بینی کرد.

تاریخچه به وجود آمدن گرگاس ها

اولین پرورش مستند یک گرگ و سگ در اواسط قرن هجدهم در انگلستان انجام شد. با این حال فقط در دهه ۱۹۶۰ بود که معمول شد گرگ های خاکستری (همراه با گرگ های الوار شرقی، گرگ های قرمز و گرگ های اتیوپیایی) برای ایجاد این حیوان ترکیبی با سگ ها جفت شوند. با مخلوط شدن ژن ها طی چندین نسل، احتمالاً ژن های بیشتری از سگ ها نسبت به گرگ ها در این حیوان وجود دارد. بیشتر گرگاس‌های امروزی مخلوطی از یک گرگ خاکستری و یک هاسکی سیبری، مالاموت آلاسکا یا شپرید آلمانی هستند.

همچنین در پی اقدام بی مبالات چوپانان گله برای جفت گیری بین سگ های ماده و گرگ های نر به خاطر تفریح و خوش گذرانی و از کنترل خارج شدن آنها و همچنین رها سازی سگ های گله بعد از کهولت سن و توله های آنها که به درد چوپانان نمی خورند، گونه جدیدی از حیوانات دو رگه در طبیعت به نام گرگاس ظاهر شده که نژادی ترکیبی از سگ و گرگ می باشد و برخی از خصوصیات جسمی و رفتاری هر دوی این حیوانات را به ارث می برد. یکی از دلایل افزایش تعداد این گونه های ترکیبی این است که میزان زباله هایی که در حاشیه شهرها و مناطق نزدیک به زیستگاه های انسان ریخته می شود روز به روز در حال افزایش است بنابراین این حیوانات در تأمین غذای خود مشکلی ندارند.

بیشترین جمعیت این حیوانات ترکیبی و دورگه را می توان در ایالات متحده آمریکا پیدا کرد که تعداد آنها در این کشور در سال ۱۹۹۸ حدود ۳۰۰ هزار برآورد شده و برخی منابع تعداد آن را حدود ۵۰۰ هزار برآورد می کنند.

درندگی گرگاس‌ها
درندگی گرگاس‌ها

توصیف برخی از ویژگی های ظاهری و رفتاری گرگاس ها

  • اغلب چشمانی به رنگ زرد دارند.
  • برخلاف سگ ها پاهای لاغر و کشیده ای دارند که نزدیک تر به قفسه سینه شان می باشد.
  • پوزه گرگاس‌ها در مقایسه با سگ ها نازک تر و کشیده تر می باشد.
  • نوک پوزه همه گرگاس‌ها به رنگ سیاه می باشد.
  • هنگامی که راه می روند سر خودشان را بالا نگه می دارند.
  • مثل سگ ها پارس می کنند و مثل گرگ ها زوزه نمی کشند. البته گاهی اوقات مشاهده شده که هم پارس می کنند و هم زوزه می کشند.
  • همیشه تنها یا جفت بوده و به صورت گروه چندتایی دیده نمی شوند. پس اگر حیواناتی شبیه به سگ را در یک جا دیدید مطمئنا آنها گرگاس نمی باشند.
  • برخلاف گرگ ها به علت به ارث بردن خصوصیات ژنتیکی سگ ها از انسان نمی ترسند، قوی تر و مهاجمی تر بوده و معمولا همیشه امکان دارد به انسان حمله کنند.
  • چون سگ های گله هم با گرگاس‌ها مشترکات زیادی دارند نسبت به آنها زیاد حساس نبوده بنابراین گرگاس‌ها می توانند به راحتی به گله ها و انسان ها حمله کنند.
  • به اندازه سگ های اهلی از آموزش و معاشرت لذت می برند.
  • احتمالاً به سختی با صاحبشان رابطه برقرار می کنند.
  • بسیار باهوش بوده و با استفاده از شرطی سازی مثبت و جوایز امکان آموزش دیدن را دارند.
  • ممکن است باعث ترس در افراد دیگر شود.
  • به میزان فوق العاده بالایی از آموزش و نگهداری نیاز دارند.
  • مانند سگ های اهلی، اشتیاق به لذت بردن را ندارد و ممکن است در تلافی رفتارها و روش های منفی حین آموزش، پرخاشگر شوند.
  • برخی از گرگاس‌ها بیش از آنکه شبیه سگ باشند بیشتر خصوصیات شان شبیه گرگ می باشد و خلق و خوی آنها می تواند تفاوت زیادی با سگ ها داشته باشد.

رژیم غذایی و نوع تغذیه

گرگاس‌ها با غذای معمولی سگ رشد نمی کنند. در اصل آنها باید از آنچه گرگ های وحشی می خورند و عمدتاً گوشت خام تغذیه کنند. در حالت ایده آل آنها روزانه باید چندین پوند گوشت خام بخورند. آنها از خوردن استخوان های خام و کامل لذت می برند. علاوه بر این، یک سگ گرگ به علف تازه و سایر پوشش های گیاهی احتیاج دارد و بسیاری از گرگاس‌ها از خوردن میوه لذت می برند.

رشد جسمی و روحی

گرگ ها و سگ ها با سرعت های مختلف بالغ می شوند، این امر رشد جسمی و روحی یک حیوان ترکیبی مانند گرگاس را غیر قابل پیش بینی می کند. بلوغ جنسی گرگ ها از تغییر مقدار و تعادل هورمون حکایت دارد. این تغییر هورمونی اغلب با تغییرات رفتاری در حیوان همراه است. هنگامی که یک گرگ به بلوغ جنسی می رسد (از ۱ تا ۴ سالگی)، نقش او در گروه اغلب از یک توله به یک بزرگسال تغییر می یابد که انتظار می رود در گروه مشارکت کند. موقعیت او بسیار مهمتر می شود و حیوان ممکن است هم گروه های خود را برای رسیدن به موقعیتی بالاتر مورد چالش قرار دهد. این نوع به چالش کشیدن هم گروهی ها هنگامی که یک گرگ در اسارت نگهداری می شود می تواند به رهبری بر انسان منتقل شود و باعث شود حیوان لجباز، جسور یا حتی پرخاشگر درک شود.

سگ ها تمایل دارند خیلی زودتر (۶ تا ۸ ماهگی) بالغ شوند اما این رفتار چالش برانگیز هنوز وجود دارد، گرچه در بیشتر نژادها در مقایسه با گرگ ها شدت کمتری دارد. گرگاس‌ها می توانند هر ترکیبی از میزان بلوغ گرگ یا سگ و تغییرات رفتاری را نشان دهند. علاوه بر این، غریزه سرزمینی گرگ ها برای محافظت از منبع غذایی خود با ایجاد و نشانه گذاری از طریق اجابت مزاج و دفع ادرار ممکن است به خانه سرپرست آنها نیز منتقل شود. در محدوده خانه، یک کاناپه یا گوشه ای از اتاق ممکن است جای یک درخت یا سنگ را در طبیعت بگیرد. در حالی که خیلی از نژاد سگ ها به خاطر اهلی شدن، غریزه نشان گذاری قلمرو با ادرار یا مدفوع را از دست داده اند و به راحتی آموزش می بینند که در یک منطقه مشخص این کار را انجام دهند.

گرگاس‌ها که ترکیبی از این دو الگوی رفتاری متمایز می باشند، ممکن است دارای هر درجه ای از رفتار نشان گذاری قلمرو یا به چالش کشاندن هم گروهی های خود باشند.

گرگاس ها به عنوان حیوانات خانگی

اینکه گرگاس‌ها حیوانات اهلی خوبی می شوند یا نه شاید بزرگترین بحث باشد. واقعیت این است که یک حیوان با نگرانی ژنتیکی وجود دارد که شامل سهمی از ژنتیک یک سگ است که طی قرن ها اهلی شده که با سهم یک حیوانی که اهلی نبوده ترکیب شده است.

گرگاس ها به عنوان حیوان خانگی
گرگاس ها به عنوان حیوان خانگی

گرگ ها ذاتاً اجتماعی هستند و توجه و تعامل زیادی را از گروه خود می خواهند. این انتظار هنگامی که یک گرگ در اسارت نگهداری می شود از گروه به سرپرست انتقال می یابد و خواستار همان مقدار توجه از سرپرست خود می باشند. اغلب سرپرستان از وظیفه مهم درک ماهیت گرگ وحشی و سگ خانگی غافل می شوند و وقتی حیوان خانگی آنها ویژگی های رفتاری غیرمنتظره و غیرقابل کنترل را نشان می دهد، دست پاچه می شوند و به فکر فرو می روند.

یکی از سازمان هایی که در زمینه مسائل مربوط به مالکیت گرگ و گرگاس به مردم آموزش می دهد، پارک گرگ (Wolf Park) است. این سازمان توضیح می دهد که گرچه بسیاری از افراد تلاش می کنند تا در مورد نتایج احتمالی داشتن یک گرگ یا گرگاس آموزش ببینند اما متأسفانه خیلی از افراد چنین نمی کنند. این امر منجر به نگهداری حیوانات در محیطی می شود که نیازهای اجتماعی و رفتاری آنها برآورده نمی شود. در این شرایط حیوانات غالباً روزهای خود را در قفس های کوچک یا به زنجیر بسته و با کیفیت زندگی بسیار ضعیفی می گذرانند.

هر حیوان، وحشی یا خانگی، اگر در شرایط نامناسب روحی و جسمی نگهداری شود، خطر ایمنی برای انسان وجود دارد. این خطر تقریباً همیشه از طریق آماده سازی مناسب قبل از خرید حیوان قابل پیشگیری است و از طریق مراقبت مسئولانه از حیوان در طول زندگی او تداوم می یابد. هر ساله هزاران گرگ یا حیوان خانگی رها می شوند، نجات می یابند یا یوتانایز می شوند چرا که افراد، حیوانی را خریداری می کنند یا به سرپرستی می گیرند که هنوز آماده مراقبت از آنها نبوده و این آمادگی را کسب نکرده اند. آموزش در مورد رفتار، سلامتی و مهار گرگ ها و حیوانات دورگه ای مثل گرگاس‌ها و قوانین مربوط به مالکیت آنها قبل از اینکه مردم آنها را خرید کنند یا به سرپرستی بگیرند، ممکن است از بسیاری از مشکلات برای انسان و حیوان جلوگیری کند.

شناسایی گرگ، سگ و گرگاس نیز به دلیل ارتباط نزدیک گرگ و سگ با یکدیگر بسیار چالش برانگیز است. مهم ترین چیز در ارزیابی رفتار و نحوه سازگاری آنها با افراد خانواده توجه به امنیت انسان، جامعه و سازگاری آنها برای زندگی با همراهان انسانی می باشد و واقعیت این است که گرگاس‌هایی که بیشتر صفات گرگ ها را به ارث می برند، بعید است برای زندگی در خانه های انسان سازگار شوند. در ایران پس از عادی شدن خرید و فروش سمندر، عقاب، سنجاب و یوزپلنگ در فضای مجازی، حالا خرید و فروش گرگ و گرگاس هم انگار عادی شده است. مجمع فعالان زیست محیطی کشور توصیه می کند اگر به دنبال نگهداری و خرید و فروش این گونه‌ها می باشید بهتر است بدانید که این گونه ها اصلاً مناسب نگهداری به عنوان خانگی نبوده و نیستند.

گرگاس‌ها در اسارت
گرگاس‌ها در اسارت

افسانه ها و واقعیت های مربوط به گرگاس‌ها

افسانه: گرگاس‌ها محافظ و نگهبان بهتری هستند.

واقعیت: به دلیل خجالتی بودن گرگ ها، هیبریدها معمولاً سگ های محافظ ضعیفی بوده و تمایلات پرخاشگرانه، در صورت وجود در هیبرید ممکن است ناشی از ترس باشد. به همین ترتیب رفتار آنها غیرقابل پیش بینی بوده و کنترل آن دشوار خواهد بود.

افسانه: گرگاس‌ها عمر طولانی تری نسبت به سگ خواهد داشت.

واقعیت: طول عمر گرگ در اسارت ۱۲ تا ۱۴ سال است که برابر با طول عمر یک سگ خانگی بزرگ می باشد.

افسانه: گرگاس از سگ سالم تر بوده و کمتر در معرض بیماری قرار دارد.

واقعیت: گرگ ها و سگ ها مستعد ابتلا به همان بیماری های عفونی هستند. ممکن است در مورد اثر واکسن های استاندارد سگ بر گرگ ها و برخی از گرگاس‌ها مسائلی وجود داشته باشد.

افسانه: هاسکی ها و مالموت ها نژادی از گرگ ها هستند.

واقعیت: هاسکی ها و مالموت ها مانند هر نژاد دیگر نژادهایی از سگ ها می باشند.

نتیجه گیری

مسئله گرگاس‌ها بسیار پیچیده است. تعداد کمی از افراد در نگهداری این حیوانات موفق می باشند اما اکثر افراد به دلایل مختلف آماده درک و تأمین نیازهای جسمی یا روانی این حیوان نیستند. هرچه مقدار ژنتیک های به ارث برده شده از گرگ در این حیوانات بالاتر باشد احتمال نگهداری آنها به عنوان حیوان خانگی کمتر خواهد بود و به مسکن، اجتماعی سازی و مراقبت ویژه ای نیاز دارد. بهتر است بدانید گرگاس ها مستعد ابتلا به بسیاری از مشکلات بهداشتی مشابه سگ های بزرگ هستند. گرگاس ها اگر به عنوان حیوان خانگی نگه داری شوند نیاز به واکسیناسیون دارند و باید در تمام طول زندگی تحت نظارت و واکسن ها و داروهای مناسب قرار گیرند. مانند هر سگ، گرگاس ها هم مستعد ابتلا به کک، کرم پنیر و ساس، کرم قلب، پاروویروس (ویروس های کوچک)، بیماری های عفونی، مشکلات تنفسی، جراحت، تومور و… می باشند. همچنین بهتر است بدانید که برخی از دامپزشکان تمایلی به مراقبت از آنها ندارند و واکسن هاری برای استفاده در این حیوانات تأیید نشده است.

آیا به نظر شما روا می باشد به خاطر تفریح و خوش گذرانی عده ای هوس باز به خاطر دیدن جفت گیری بین سگ ها و گرگ ها یا رها سازی سگ های گله و توله های آنها در طبیعت  پس از فروکش کردن آن هوس ها و دخالت مستقیم انسان‌ها در طبیعت و بر هم زدن نظام طبیعی شاهد ظهور گونه ای جدید در طبیعت باشیم. البته این اختلاط و وجود خیلی از حیوانات ترکیبی و دورگه طبیعی است اما آیا می دانید مجوز معدوم سازی گرگاس‌ها به خاطر تهدید حضورشان و نگرانی ها به خاطر افزایش تعداد آنها توسط سازمان محیط زیست ایران صادر شده است؟ بهتر است بدانید سگ های گله بعد از رها شدن در طبیعت و رسیدن به سن بلوغ اقدام به جفت گیری با گرگ ها کرده و در هر دوره تولید مثل حدود ۱۶ گرگاس به دنیا می آورند که این امر تقریبا ۱٫۵ برابر میزان تولید مثل گرگ ها می باشد.

یک سوال: چرا باید دستور کشتار ۶ گرگ باغ وحش ارم به علت نداشتن ارزش ژنتیکی صادر شود؟

با توجه به بالا رفتن سن این گرگ‌ها و نزدیک شدن زمان مرگ طبیعی آن‌ها، مسئولان باغ وحش تهران تصمیم گرفته‌اند آن‌ها را به‌منظور تاکسیدرمی، با استفاده از دوز بالای داروی بیهوشی معدوم کنند. ایمان معماریان در صفحه اینستاگرام خود علت معدوم سازی گرگ ها را اینگونه بیان می‌کند: «باغ وحش های استاندارد طبق قوانین اتحادیه باغ وحش های اروپا (EAZA) نباید از گونه های مخاطره آمیز نگهداری کنند. این حیوانات گرگ نبودند، گرگاس بودند و چون به لحاظ ژنتیکی خالص نیستند و ارزش ژنتیکی ندارند باید معدوم شوند.»

اگر این حیوانات گرگاس بوده‌اند چرا سال‌هاست در باغ وحش ارم تحت عنوان گرگ به نمایش گذاشته شده‌اند؟ و چرا زودتر در طول این ۱۵ سال معدوم نشده‌اند؟ با این اوصاف به قطع می توان گفت باغ وحش ارم تهران مکانی جز برای سودآوری اقتصادی نیست.

منابع: wolf.org و  en.wikipedia.org و thesprucepets.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *